خرید بک لینک
معیار الاشعار کتابی است درعلم عروض و قافیه ی شعر دری و تازی نوشته خواجه نصیرالدین طوسی که در قرن هفتم هجری قمری به رشته تحریر درآمده و نویسنده درآن به اوزان مختلف شعری پرداخته و نظریات عالمانه و دقیقی اندرین باب ارائه نموده است.معیار الاشعار از لحاظ قدمت و تفصیل در موضوعِ علم عروض دومین کتاب مستقل زبان دری است، و از لحاظ جامعیت، اعتبار، نظم منطقی، دقت، و نوآوری، نخستین اثر در این زمینه می باشد. معیار الاشعار از نظر تاریخ علم، دانش عروض و قافیه، و تحقیقات زبان شناسی، اهمیت ویژه دارد، و ایجاز وبلاغت آن در نثر دری بی همتاست.خواجه نصیرالدین طوسی به عنوان یکی از بزرگترین دانشمندانِ دارای معلومات گسترده که درعلوم مختلف صاحب نظر بوده است، عرصه ادبیات را نیز از نظر دور نداشته و با تألیف این کتاب و پرداختن به موضوع شعر سعی داشته تا درعرصه ادبیات نیز نظریات علمی از خود بر جای گذارد. ازدیدگاه او وزن همواره درشعر وجود نداشته، اما عنصرخیال همیشه معتبر بوده است. خواجه نصیرالدین طوسی در این کتاب به دلایلِ اختلاف اوزان و قوافی در زبان ها پرداخته و تصریح نموده است که اختلاف در ماهیت حروف، عامل اختلاف وزن و قافیه می باشد. سپس به بیان تفاوت تصدیق و تخیل پرداخته و عنوان می کند که مبنای قبولِ تصدیق، مطابقت آن با واقعیت است در حالی که مبنای پذیرش تخیل، التذاذ و تعجب نفس است. در نگاه خواجه رفتارهای مشابه و تقلیدی برسه گونه: طبعی، عادتی و صناعتی تقسیم می شوند و تحقق آن را در لحن، وزن و کلام مخیل می داند.       در نظر خواجه، هدف از سرودن شعر تخیل به منظور ایجاد ترغیب یا امتناع و یا ایجاد نوعی احساس رضا، نارضایتی و یا نوعی لذت و رساندن کلام از مرتبه ای نازل با مرتبه ای

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 1:46

خیال، جزو لاینفک انسانیت است و هیچ انسانی نیست که در روز به تفاریق زمانهای کوتاه یا بلند با خیال و تخیل سروکار نداشته باشد.شاعر از قدرت تخیلی بیش از افراد غیر شاعر، برخوردار است. کائنات و ارتباط آنها با یکدیگر در مخیله او اشکال و ارتباطات متفاوت، مختلف و گاه متضادی پیدا می کنند. علت این که عوام در اغلب مواقع شاعران را به خیال پردازی متهم می کنند در حقیقت همان درخشش زیبا، پردامنه، رنگین و تداعی انگیزِ تخیلِ شاعرانه است که افراد عادی قادر به درک آن نیستند.شاعر دارای قدرتی است که میتواند با جهان خارج و با کائنات موجود در آن ارتباط برقرار کند. میان او، طبیعت و اشیا مأهولش چون: درخت، سنگ، آب، آتش، علف، پرنده، آسمان، گل، قفس، ماهی، فضا و دشت نوعی مکاشفه درونی و مشافهه بیرونی وجود دارد. مشاهده شاعر از عوالم خارجی شهود است و وجود کائنات در پیرامون او حضور. او مفاهیم ذهنی خود را گرد می آورد و با رشته بافته شده از تخیل وصل می نماید. تخیل از عناصر مهم و قابل توجه در شعر است و فضای هنری شعر را پدید می آورد. این جنبه مربوط به خلاقیت شاعر است و به هیچ وجه آموختنی نیست. تخیل نشان دهندۀ نیروی ذهنی ودید و بینش شاعر است. تخیل عبارت است از ادراک ذاتی ومستقیم از شباهت ها بین امور ناهمگون که ناشی از یک بینش تازه است. یا به عبارت دیگر وسیله ای است که به ما امکان می دهد هم چیزها را تمیز دهیم و آنها را به نظام درآوریم، و نیز به تفکیک وترکیب بپردازیم.دنیای شاعر بهتر از دنیای واقعی است، مواد این جهان تخیلی به وسیله ذهن شاعر از همین جهان واقعی گرفته می شود. شاعر در ذهن خود این مواد و اجزای متفاوت و ناهمگون را باهم ترکیب می کند وموجودی را که می خواهد می آفریند. در واقع تخیل به صورت اولیه خود،

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 1:46

پدرم هر وقت که وارد اتاقم می شد می دید که گروپ یا پکه  اتاق روشن است و من در بیرونم به من می گفت چرا خاموشش نمی کنی و انرژی را هدر می دهی.وقتی داخل حمام می شد و می دید آب شیردهن چک چک می چکد، با صدای بلند فریاد می زد: چرا قبل از برآمدن، شیردهن را خوب نمی بندی و آب را هدر می کنی. همیشه انتقاد می کرد و به منفی بافی متهمم می کرد.  بزرگ و کوچک خانواده در امان نبودند؛ حتا زمانی که بیمار هم بود رها کردنی نبود تا روزی که منتظرش بودم فرارسید و در جایی، کاری پیدا کردم.امروز قرار است در یکی از ادارات برای کار مصاحبه داشته باشم. اگر قبول شدم این خانه کسل کننده را برای همیشه ترک می کنم تا از پدرم و حرفهایش برای همیش راحت شوم.صبح وقت ازخواب بیدار شدم، پس از وضو و ادای نماز؛ بهترین لباسم را پوشیدم و رفتم بیرون. با دستم گرد و خاک را از روی پیراهنم دور می کردم که پدرم لبخند زنان به سویم آمد. با وجود این که چشم هایش ضعیف بود و چملکی چهره اش هم گواهی خزان را می داد، برایم یک مقدار پول داد و گفت: مثبت اندیش باش و به خودت باور داشته باش؛ از هیچ سوالی تنت نلرزد!نصیحتش را با اکراه قبول کردم و لبخندی زدم. در دلم می گفتم که در بهترین روزهای زندگیام نیز از نصیحت کردن دست بردار نیست؛ مثل اینکه این لحظات شیرین را میخواهد زهرمارکند.از خانه به سرعت بیرون شدم و یک موتر را کرایه کردم و به سوی آن اداره رفتم.زمانی که به در ورودی رسیدم، خیلی تعجب کردم. هیچ محافظ و نگهبانی وجود نداشت؛ فقط چند لوحه راهنما نصب کرده بودند.به محض ورودم متوجه شدم که دستگیر دروازه از جایش کنده شده و اگر کسی به آن بخورد می شکند. به یاد پند آخر پدرم افتادم که همه چیز را مثبت ببین.فوراً دستگیر را

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 1:46

صفحه بندی